نخستین صعود در سال 1953 توسط " هرمان بوول " از طریق شمال و یخچال " راخیوت " و تیغه شرقی انجام شد .

" بوول " در قالب تیم بزرگ " آلمان – اتریش " در این برنامه شرکت داشت . سرپرستی این برنامه توسط دکتر کارل هرلیخ کوفر انجام شد .
( گرچه رهبری تیم در نهایت در به Peter Aschenbrenner واگذار شد ) .
در این برنامه شرپاهای نپالی به برنامه نرسیدند و کمبود باربر ارتفاع بالا شدیدا وجود داشت معضلی که تلاش آنان را تحت تاثیر قرار داد . هوای بد ٬ بیماری ارتفاع و اعتصاب باربرها فشار بسیاری بر روی کوهنوردان وارد آورد تا جائیکه بسیاری از ایشان کار را ناتمام گذاشته و به کمپ اصلی بازگشتند .
وقتی که 4 نفر کوهنورد باقیمانده از تیم یعنی Otto Kemter ٬ Walter Frauenberger ٬ Hans Ertl و Hermann buhl آخرین تلاش به سمت قله را از کمپ سوم در ارتفاع 6709 متر به همراه کمترین تعداد باربر ارتفاع شروع کردند ٬ دائما از کمپ اصلی پیام توقف فعالیت و بازگشت فوری به آنها می رسید اما آنها با سرسختی این دستورات را رد کردند . زیر کمپ 4 ( 7334 متر ) از میان ایشان تنها Kemter و Buhl توان ادامه مسیر به سمت کمپ 5 ( 7547 متر ) را داشتند . کمپ 5 به درستی برپا نشده بود و تنها چادری کوچک در آنجا وجود داشت .
روز حرکت به سمت قله " Kemter " نتوانست در زمان تعیین شده از خواب بیدار شود و " بوول " در ساعت 2:30 بامداد و بتنهائی از کمپ 5 راهی قله شد. یک ساعت بعد بود که سرانجام " Kemter " توانست از خواب برخیزد ٬ اما نتوانست به " بوول " برسد و خیلی زود بازگشت و " بوول " را برای صعود انفرادی تنها گذاشت .
" بوول " در ساعت 19:30 و بدون استفاده از اکسیژن کمکی

به قله رسید . زمانیکه خورشید در حال غروب کردن بود . او با 17 ساعت تلاش ٬ روز آخر را با موفقیت به پایان رساند . پیش از غروب خورشید تنها توانست مسافت کوتاهی را فرود آید و بعلت برخورد با تاریکی و شب مجبور شد در ارتفاع 7900متری بیواک کرده و تا طلوع خورشید روز بعد منتظر بماند . شگفت آور بود که از این شب جان سالم به در برد .
این نقطه تا به امروز بعنوان مرتفع ترین نقطه بیواک در تاریخ کوهنوردی جهان شناخته شده است .
صبح روز بعد ٬ پس از گذشت 41 ساعت ازآغاز حرکت فرسایشی خود ( از کمپ 3 ) ٬ در حالیکه انگشتان پایش دچار یخ زدگی شده و از نظر ذهنی هم مشکلاتی برای او پیش آمده و بقول معرف در عالم هپروت سیر می کرد ! خود را به کمپ 5 رسانید .
3 روز بعد به کمپ اصلی رسید ٬ زمانیکه بسیاری از اعضاء تیم وسائل خود را جمع و کمپ اصلی را ترک کرده بودند .
....... تنها یکبار دیگر و در سال 1971 ٬ کوهنوردان جمهوری چک مسیر طی شده توسط " هرمن بوول " را پیمودند . آنها در کمپ 4 در مسیر قله " راخیوت " گرفتار شدند و سه هفته طول کشید تا اعضاء این تیم توانستند کمپ 5 و 6 را برپا نمایند . از کمپ 6 برروی " Silbersattel " دو نفر از اعضا تیم توانستند به قله اصلی دست پیدا نمایند ٬ حال آنکه سایر نفرات تیم تنها توانستند به قله جنوب شرقی با ارتفاع 7600 متر در بالای " Silbersattel " برسند .
نخستین صعود جبهه " روپال " حماسه آفرینی بر روی یال جنوبی " روپال " نیز به اندازه نخستین صعود توسط " هرمان بوول " ازمسیر جبهه شمالی ٬ شایان توجه است . برادران مسنر " رینهولد و گانتر " توانستند از کمپ 5 به ارتفاع 7200 متر ٬ و از یال جنوب - جنوب شرق این جبهه خود را به قله برسانند . این دو برادر کوهنورد ساعت 3 بامداد کمپ 5 در ترک گفته و حوالی ساعت 5 بعدازظهر به قله رسیدند . در پس موفقیت در صعود قله ٬ در ارتفاع 7900 متری بیواک کردند . وضعیت " گونتر " به سرعت رو به وخامت رفت و شرایط وی بقدری حاد شد که خطر بازگشت از مسیر " Couloir " را در حالیکه هیچ طناب ثابتی در آنجا نبود ٬ به جان خرید . آن دو تصمیم به بازگشت از جبهه " دیامیر " گرفتند و تا زمان تاریکی شب خود را به ارتفاع 6250 متری رساندند . روز بعد و در ادامه بازگشت ٬ " رینهولد " پیشاپیش مسیر را طی می کرد ٬ بعد از مدتی توقف کرد و به انتظار بردارش ماند و سپس به عقب بازگشت تا وی را بیابد اما تنها خطی از ریزش بهمن را دید و بس . " گونتر" برای همیشه در دامنه های نانگاپاربات دفن شده بود . " رینهولد " بعد از تلاشی مایوسانه برای یافتن " گونتر" ٬ فرود خود را از مسیر دره " دیامیر " ادامه داد . گزارش " رینهولد مسنر " از این واقعه مورد بحث و جدل عده ای قرار گرفت و سایه ای از شک را بر روی انجام این کار بزرگ توسط آنان انداخت .
در سال 2005 ٬ بقایای جسد " گونتر " بر روی چبهه " دیامیر " یافت شد و داستان موفقیت ایشان را در صعود قله و تراورس آن را اثبات کرد .

ستون مرکزی
در سال 2005 " استیو هاوس " و " وینس اندرسن " توانستند یکی از بزرگترین صعود های تاریخ کوهنوردی هیمالیا را رقم بزنند . آنان در طی برنامه خود برای نخستین بار از مسیر تیغه مرکزی ٬ جبهه " روپال " و به روش آلپی صعود خود را تکمیل کردند . آنها صعود خود را در 5 روز به انجام رسانیده و با صرف 2 روز دیگر از مسیر " مسنر " پائین آمدند .
( مسیر در درجه بندی آمریکا معادل V2 / 5.9 / M5 / XWI4 برآوردشد . )
این برنامه ٬ سومین تلاش " استیو هاوس " بر روی نانگاپاربات محسوب می شد . نخستین تلاش او در سال 1990 صورت پذیرفت ٬ زمانیکه او تنها 19 سال داشت و یکی از اعضاء تیم 19 نفره اسلوانیائی بود که با موفقیت مسیر " Schell " را صعود کرد . اما " هاوس " نتوانست بیش از 6400 متر صعود نماید . تلاش دوم او به همراه " Bruce Miler " در سال 2004 به انجام رسید . آنها در تلاشی جسورانه در مسیر رخ جنوب شرق پیش روی کرده خود را تا ارتفاع 7550 متر رساندند . در آنجا " هاوس " دچار بیماری ارتفاع شد و از ادامه مسیر بازماند .
در سال 2005 " هاوس " ابتدا مسیر سال 2004 را هدف تلاش خود قرار داد ٬ اما بعدا تصمیم گرفت مسیر مستقیم تر تیغه مرکزی را دنبال نماید .